ذهن و شباهت اون با گرامافون سکه ای

میشه در زمان کوتاه و با درد و رنج کمتری خاطره های منفی گذشته رو تغییر داد و اون ها رو بازسازی کرد؟

 طوری که وقتی به یاد اون ها افتادیم دیگه حال مون بد نشه؟

اگه بتونیم درک ساده ای از نحوه عملکرد ذهن داشته باشیم، پاسخ مثبت هست.

ما می تونیم معالج و مشاور شخصی خودمون بشیم و خاطره های گذشته رو بازسازی کنیم.

گرامافون سکه ای

اگه بتونید در زمانی کوتاه احساسات، عواطف یا رفتار خودتون رو تغییر بدید، از حد درمان هم فراتر میرید.

یعنی علاوه بر اینکه میتونید خودتون رو درمان کنید میتونید به یک انرژی بخش خودتون تبدیل بشید.

آقای آنتونی رابینز توی کتاب “تکنیک های تسلط بر ذهن” میگه ؛

به باور من، برای به دست آوردن نتایجی مثبت باید الگوی جدید از فرآیند تغییر رو در ذهن خودمون به وجود بیاریم.

اگه به یقین رسیده باشید که مشکلات شما اونقدر در وجود شما بر روی هم انباشته میشن و سرانجام روزی لبریز میشن، بدون شک همین اتفاق هم برای شما می افته.

.

.

آقای رابنیز توی همین کتاب میگه؛

فعالیت های عصبی ذهن یک جریان مهلک نیست . نباید ازش فرار کرد.

من اون ها رو به یک گرامافون سکه ای تشبیه می کنم .

گرامافون سکه ای جعبه ای هست که با ریختن پول داخلش، آهنگ مورد علاقه شما رو پخش میکنه.

ذهن هم همین کارو میکنه .

چجوری ؟ حقیقت اینه که انسان خاطرات و تجربه هاش رو داخل ذهنش ثبت و ضبط می کنه.

ما اتفاقات گذشته رو درست مثل گرامافون سکه ای توی مغز خودمون دسته بندی می کنیم.

و درست همونطور که با فشار دادن دکمه گرامافون آهنگ مورد علاقه مون پخش میشه ما هم هر زمان که بخواهیم به وسیله محرک های محیط اطراف خودمون دوباره وقایع رو به یاد میاریم .

و اونوقت  گرامافون سکه ای داخل ذهن ما شروع به کار می کنه!

یعنی ممکنه ما توی یک خیابونی قدم میزنیم و ناخودآگاه پرت بشیم به خاطره ای دور و تمام اتفاقات اون زمان دوباره داخل ذهن ما مرور میشه.

طوری که انگار دوباره در حال تجربه کردن اون اتفاقات هستیم. که البته بیشتر خاطره هایی که ذهن ما برای ما مرور می کنه ناخوشایند و تلخ هست.

پس هم می تونید خاطره های دلخواه رو به یاد بیارید و هم اتفاقات زجر آور رو. ما می تونیم خاطرات دلخواه رو به یاد بیاریم ولذت بریم.

اگه مرتب دکمه ای رو فشار بدید که درد و غم رو به یادتون میاره ، ممکنه که باعث تقویت حالت منفی بشید یا به عبارت دیگه باعث تقویت خاطرات منفی بشید.

حالا باید کاری متفاوت انجام بدیم.

اون کار اینه که صفحه های گرامافون مغز خودتون رو جوری تغییر بدید تا آهنگ مورد علاقه شما رو پخش کنه؛

یعنی به جای آهنگ های زجر آور ، آهنگ های شادی آور و آرامش بخش رو گوش بدید و این خاطرات قدیمی رو اون طور که دوست دارید تغییر بدید.

یعنی برای تغییر رویه اصلا نیازی به مرور دردهای گذشته نیست .

تنها کاری که لازمه انجام بدید اینه که تصورات منفی خودتون رو به تصورات مثبت تغییر بدید.

میتونید از این زاویه ببینید که اون دردها چه درسی برای من داشت؟ اون رنج ها باعث شد چقدر من پیشرفت کنم؟ آیا اون دردها منو کشت یا قوی ترم کرد؟

و بعد شروع کنید به شمردن موهبت هایی که اون درد و رنجها براتون داشته.

با این کار بلافاصله به نتایج بسیار خوبی دست پیدا می کنید.

فرق بین حالت شادی و افسردگی چیه؟

تفاوت اصلی در چگونگی تجسم ذهنی هست.

” هر تصویری که ما در ذهن خودمون می سازیم از طریق 5 پنج حس بینایی، شنوایی ، لامسه، چشایی و بویایی هست.”

به عبارت دیگه تجربه ما از جهان پیرامون خودمون از طریق همین پنج حس هست؛

بنابراین هر تجربه ای که در ذهن خودمون اندوخته می کنیم از راه این حواس پنج گانه هست و در درجه اول سه تا از اون ها خیلی مهم هستن: بینایی ، شنوایی و لامسه.”


بخش هایی از این مقاله برگرفته از کتاب تکنیک های تسلط بر ذهن نوشته آقای آنتونی رابینز هست . امیدوارم از خوندنش لذت برده باشید.