طبیعت گردان و کوه نوردان شاد و بدون افسردگی

یک موضوع خیلی مهم و جالب رو میدونستید؟

چرا در دنیا طبیعت گرد و کوه نورد افسرده ای وجود نداره؟

میدونستید سه مورد هست که کمبود اون بر ایجاد افسردگی تاثیر خیلی مهم و اساسی رو داره؟

بیدار شدن در صبح زود، ‌دیدن نور خورشید و تحرک بدنی

تا حالا به موضوع امروز مقاله مون فکر کرده بودید ؟

کمبود این سه عامل بر ایجاد افسردگی تاثیر خیلی مهم و اساسی رو داره

1- بیدار شدن صبح زود

این مطلب جذابی که برای صبح های شگفت انگیز نوشتیم رو از دست ندید .

شما از اون دسته آدمایی هستید که شب زنده دارید?

شب زنده داری به احتمال زیاد با خودش افسردگی میاره.

من با این موضوع موافق نیستم که میگن هر انسانی یک ویژگی خاصی برای خواب و بیداری داره.

اینگه میگن بعضی ها انسان های شب هستن و توی زمان شب عملکرد بهتری دارن و میتونن از توانایی های مغزی و جسمی خودشون بیشترین استفاده رو ببرن.

البته ، میشه ولی تعداد خیلی خیلی محدودی از انسان ها اینطور هستن

و این جمله ای که می گه عده ای از آدما ، آدم های شب هستن باعث شده که تعداد خیلی زیادی از ما بیایم  و خودمون رو گول بزنیم.

به طور مثال خودم . من میگفتم که جزو آدم های شب فعال هستم و توی زمان شب میتونم فعالیت ذهنی بهتری داشته باشم.

برای اینکه این رو به خودم ثابت کنم و بتونم شب ها بیدار بمونم از انواع قهوه و قرص و اینجور چیزها استفاده می کرم

تا به خودم ثابت کنم من انسان شب فعال یا به اصطلاح جزو دسته جغد ها قرار دارم.

دوستانم ما انسان هستی نه جغد. سیستم بدنی و ذهنی ما طی صدها هزاران سال از اجداد ما به ما ارث رسیده و ما نمیتونیم یک شبه این رو تغییر بدیم.

اجداد ما انسان های شکارچی ، دامپرور و بعدا هم که فهمیدن گیاه رو میشه بخوریJ کشاورز بودن.

صبح ها با طلوع خورشید و حتی قبل از طلوع خورشید اون رختخواب نازنین خودشون رو کنار میزدن ،

حالا لحاف تشکم که نبوده دیگه حصیری نمیدونم پشم گوسفندی هرچی…اونو کنار میزدن و بسم الله … روز رو شروع می کردن.

هر کاری داشتن انجام میدادن و قبل از غروب آفتاب برمیگشتن به خونه های خودشون یعنی همون غارهای خودشون

و بعد از یک شب نشینی خواب شبانه خودشون رو شروع می کردن.

داستان پدربزرگ و مادربزرگهامون

خب خیلی رفتیم دور . یکم بیایم نزدیک تر. پدر بزرگ و مادربزرگ هاتون رو به یادتون بیارید.

من بعید میدونم پدر بزرگ و مادربزرگی از ما بوده باشه که شب فعال یا ویژگی جغد داشته .

مادر بزرگ و پدربزرک خود من تا همین ۲۰ سال ۳۰ سال پیش که اهل روستا هم بودن صبح قبل طلوع آفتاب بیدار میشدن.

پدربزرگم میرفته سر زمین های کشاورزیش مادربزرگم هم به کارهای خونه و پخت غذا و اینجور چیزا اگه وقتی هم اضافه میاورده میرفته سر زمین کمک پدر بزرگم.

تابستون ها که کلا سر زمین هاشون بودن و شب هاهم همونجا یک کلبه کوچیک درست کرده بودن و میخوابیدن.

این عزیزان وقتی کارشون در طول روز تموم میشده قبل اینکه آفتاب غروب کنه کاراشون رو جمع و جور میکردن و میومدن سر خونه زندگی شون .

اذان شب نمازشون رو میخوندن و اگه زمستون بوده و طبیعتا شبها بلند ، یک شب نشینی کوتاهی داشتن و میخوابیدن برای روز بعد.

اگه هم تابستون بوده که دیگه شبا کوتاه بوده … شام خودشون رو میخوردن و میخوابیدن.

حالا از ساعت خواب درست که بگذریم که گفتیم باید در طول شب باشه و بیدار باش ما هم اول صبح باشه.

میریم سراغ عامل دوم.

2- میزان دریافت نور خورشید

بدن ما نیاز داره به نور خورشید . پوست تن ما نیاز داره در طول روز چند دقیقه ای بهش آفتاب بخوره.

چشمای نازنین ما نیاز داره که رنگ زرد و زیبای خورشید رو ببینه.

برای اینکه خیلی از انرژی هایی که ما باید دریافت کنیم از همین نور خورشیده.

وقتی ما صبح تا شب توی فضای محدود آپارتمان نشینی روزهای خودمون رو سر میکنیم

یا اگه محل کارمون باشیم ساعت ها در یک فضای بسته قرار داریم این باعث میشه که ما نتونیم اون انرژی های پاک و سرشار از حس مثبت رو دریافت کنیم

و این خودش به مرور زمان برامون کج خلقی میاره ، بی حالی میاره اضطراب میاره و بعدش شاکی میشیم چرا اینحوری شد.

و اینحوری میشه که رو میاریم به مصرف ویتامین دی و از اینجور موارد.

پس یادمون باشه هر روز حتی برای چند دقیقه کوتاه هم که شده از تابش نور خورشید استفاده کنیم.

خب مورد سوم چی بود ؟ یادتونه؟

اولی رو که گفتیم بیداری در تایم صبح . دومی هم که شد استفاده از نور خورشید .

و حالا سومین مورد.

3- تحرک بدنی

داستانی از دوستم 🙂

هر موقع صحبت از تحرک بدنی میشه من یاد یکی از دوستانم میفتم که وقتی گفت مدت هاست حالم خوب نیست

و  بهش پیشنهاد چند تا کار خوب و مثبت رو دادم که یکیش پیاده روی بود دیدم انجام نمیده  تنبلی میکنه .

منم گفتم اشکالی نداره کارهای دیگه رو انجام نده ولی این پیاده روی رو دیگه تنبلی نکن حتی اگه شده ۵ دقیقه .

لباس بپوش برو سر کوچه تون برگرد، همین.

فصل تابستون بود و که خب گفت گرمه بزار یکم هوا خنک تر بشه . یکم که هوا خنک تر شد

و توی فصل پاییز گفت من از شرکت میام خونه خسته ام اصلا دیگه نایی نمیمونه برام بخوام این چیزی رو که گفتی انجام بدم.

منم بعد کلی کلنجار رفتن باهاش راضی اش کردم که پیاده روی روزانه یا شبانه رو شروع کنه که خوردیم به فصل زمستون و دیگه خودتون میدونید جواب اش چی بود؟!

هوا سرد شده و اصلا کی میتونه توی این سرما بره پیاده !

تا اینکه هوا بهتر شد و میخواستم ببینم دیگه بهانه اش چیه گفتم اگه واقعا حال خوب ات آینده ات برات اهمیت داره پیاده روی رو شروع کن .

همون ۵ دقیقه در روز کافیه، الان هم که هوا خوبه.

فکر می کنید چه جوابی داد. یک جمله گفت و من دیگه کلاااااا قطع امید کردم.

گفت میدونی چیه؟ اصلا تنهایی حال نمیده. بله به همین راحتی آب پاکی رو ریخت روی دست من.

بله این داستان از دوستم رو برای خودم خیلی درس داشت و گفتم حتما بدرد شما هم میخوره .

مهم ترین درسش اینه که اگه ما تحرک نداشته باشیم حتی در حد پیاده روی خیلی کوتاه کم کم دچار گرفتکی خمودگی و خدایی نکرده افسردگی میشیم.

پس هر چقدر هم کارهامون زیاده بازهم میتونیم ۵ دقیقه ای ده دقیقه یا حتی توی مسیرهای رفت و برگشت خودمون مقداری از مسیر رو پیاده بریم.

من که خودم سال هاست عاشق پیاده روی ام روزانه نیم الی یکساعت و بعضی روزاهم که انرژیم بالاست تا ۳ ساعت هم ممکنه پیاده روی رو داشته باشم.

خب به پایان این مقاله جذاب رسیدیم.

خیلی خوشحال شدم که تونستم دقیقه هایی کوتاه رو در خدمت شما باشم .

این مطلب رو باعشق برای شما تهیه کردم امیدوارم که شما هم با عشق خونده باشید.

تا دیداری دیگه بدرود.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *