اگه فیلم های آخر الزمانی رو دیده باشید یک چیزی رو میخواد به ما بگه.
توی این فیلم ها دیگه این انسان ها نیستن به ماشین ها و کامپیوترها فرمان بدن که چطور عمل کنن.
بلکه این ربات ها و کامپیوترها هستن که کنترل انسان ها رو بدست گرفتن و هرکاری دلشون میخواد میکنن و شهر ها رو به آشوب میکشن.
دوستانم سلام من صادق مهدیان هستم و خیلی خوشحالم با یک مقاله جذاب در خدمت شمام.
ما انسان هستیم یا ربات؟
وقتی همه دارن از پله برقی و آسانسور استفاده می کنن ، تو اون آدمه باش که از پله ها بالا میره.
وقتی توی مترو همه سرشون توی گوشی هست تو اون آدمه باش که گوشیش توی جیبشه.
وقتی در یک مکانی همه نشستن و سرشون پایینه تو اون آدمه باش که سرش رو بالا گرفته و داره چهره اطرافیانش رو میبینه.
توی دنیایی که اکثر آدما اجازه میدن تکنولوژی سوارشون بشه، ما باید سعی کنیم اون یک نفری باشیم که سوار تکنولوژی هستیم.
ما ربات نیستیم. ما انسانیم . ما از یک قدرتی استفاده می کنیم که موجودات دیگه کره زمین اون قدرت رو ندارن و اون هم قدرت ذهن هست.
ولی توی دنیای امروز انگار آدما اون قسمت مهم خدادای خودشون رو فرستادن یک مرخصی طولانی مدت و فقط گهگاهی ازش استفاده میکنن.
بدون هیچ خلاقیتی هر روز کارهای روتین رو تکرار میکنن درست مثل یک ربات .
ذهن رو پر کردن از اطلاعات و اخباری که نه نون میاره سر سفره شون ، نه عشق میاره توی رابطه شون و نه آرامش میده به سرزمین وجودشون .
زندگی اغلب ما انسان ها تبدیل شده به زندگی مایکروفری و همه چیز رو راحت و آسون میخوایم.
غذامون رو پیک میاره و اگه بخوایم همت کنیم یکچیزی از فریزر بیرون میاریم و میزاریم داخل مایکروفر.
قهوه و چاییمون رو هم که دستگاه های قهوه ساز و چایی ساز درست می کنن.
و اینطوری میشه که قدرت خلاقیت یعنی همون چیزی که به خاطرش به سیاره زمین اومدیم کور میشه و ما میشیم صرفا یک مصرف کننده.
اونوقت کم کم با اینکه به جسم خودمون آسایش دادیم دیگه در آرامش نیستیم. آسایش داریم ولی آرامش نه.
هرچیزی که بخوایم رو داریم ولی انگار یک چیزی کم داریم.
ما اومدیم تا خلق کنیم
دقت کردین وقتی یک کاری رو به انجام میرسونیم یا وقتی یک چیزی رو خلق می کنیم وجودمون سرشار از لذت و آرامش میشه؟
حالا اون چیز میتونه یک نوشته روی کاغذ باشه یا یک وسیله ای که با دستای خودمون ساختیم یا یک غذایی که خودمون پختیم باشه.
چون هدف همین بوده . ما اومدیم تا با قدرت خلق کننده گی خودمون از زندگی لذت ببریم . ولی انگار این موضوع رو اشتباه فهمیدیم .
سعی می کنیم کارها رو روتین و تکراری انجام بدیم بلکه با راحتی کارها حالمون بهتر بشه.
سعی میکنیم از آسانسور و پله برقی استفاده کنیم تا فشاری به پاها و کمر مون وارد نشه بلکه احساس بهتری داشته باشیم.
البته که این همه پیشرفت اومده تا کار ما رو راحت تر کنه. اومده تا ما جهان بهتری رو تجربه کنیم اومده تا به رشد ما سرعت بده .
اما ما داریم به صورت افراطی از ابزارهای مدرن استفاده می کنیم.
خب حالا راه حلش چیه؟
ما باید از حرکت های متضاد بین حرکت های تکنولوژیک استفاده کنیم.
مثلا چی؟
- هر ازچندگاهی از روی مبل بلند بشیم و کانال تلویزیون رو بدون ریموت عوض کنیم.
- حتی اگه زمان برای ما محدوده ، در هفته حداقل دو روز رو صرف آشپزی کنیم.
- اگه عادت داریم از آسانسور و پله برقی بالا بریم، به خودمون قول بدیم به ازای هر ۳ باری که از آسانسور استفاده می کنیم یک بار از پله ها بالا بریم.
- عادت به تحرک رو در خودمون ایجاد کنیم و برای هر کار کوچیکی خودرو خودمون رو بیرون نیاریم.
- اگه چند قدم پیاده بریم و خرید مون رو انجام بدیم اتفاق بدی نمیفته.اونوقت آروم آروم به سمتی میریم که آرامش سلام می کنه به سرزمین وجودمون.
ما تبدیل میشیم به انسانی که حرکت می کنه ، انسانی که کم کم یاد میگیره خلق کنه.
یاد میگیره هر روز یک قدم از دیروزش بهتر بشه و بیشتر بتونه از زندگیش لذت ببره.
لذت زندگی چیزی نیست جز حرکت کردن و انجام دادن کارهای ساده و معمول روزانه.
انسان خردمند یاد گرفت که چطور به مرور زمان از جهان اطرافش کمک بگیره و بتونه از اونها وسایلی بسازه که بهش برای زندگی راحت تر کمک کنن.
این رشد و پیشرفت در صد سال اخیر به شکل تصاعدی بالا رفت و انگار طوری شد که احساس میشه تکنولوژی سوار انسان ها شده.
.
فیلم های آخر الزمانی رو اگه دیده باشید یک چیزی رو میخواد به ما بگه.
توی این فیلم ها دیگه این انسان ها نیستن که به ماشینا و کامپیوترها فرمان بدن که چطور عمل کنن .
بلکه این ربات ها و کامپیوترها هستن که کنترل انسان ها رو بدست گرفتن و هرکاری دلشون میخواد میکنن و شهر ها رو به آشوب میشکن.
میخوام بگم توی دنیای الان ما هم به نوعی این موضوع دیده میشه.
وقتی سوار مترو یا اتوبوس هستین ببینین چند نفر سرشون توی گوشی هاشونه؟
وقتی پله برقی وجود داره چند نفر حاضر میشن از پلکان بالا برن؟
چندتا ماشین تک سرنشین توی خیابونا وجود داره و چند نفر از مردم صبح تا شب زمان خودشون رو پای تلویزیون و رسانه ها میگذرونن؟
ما هر روز و هر لحظه به سمتی داریم پیش میریم که میتونیم اسمش رو بذاریم تکنولوژیک تر شدن.
این در عین حالی که میتونه خوب و باعث راحتی زندگی ها مون بشه ، میتونه مارو به سمت ضعیف شدن، افسرده شدن ،مضطرب شدن ودر یک کلام ما رو بنده و برده ماشین ها کنه.
پس به خودت قول بده هر روز مقداری از کارهایی که توسط ابزارهای مدرن امروزی انجام میدی رو خودت انجام بدی .
روح ما تشنه است. روح ما نیاز داره به دویدن . نیاز داره به از ته دل خندیدن. نیاز داره به آشپزی کردن .
روح ما نیاز داره به احوال پرسی از نزدیک و نه دادن پیام از راه دور.
روح ما داره فریاد میزنه که بلند شو حرکت کن از این پوسته ی سختی که به دور خودت پیچیدی بیرون بیا.
اما ما اونقدر غرق ابزارهای اطراف مون شدیم که صداش رو نمی شنویم.
دوستانم هر روز صبح که از خواب بیدار میشید توی دفترتون یا روی یک برگه کاغذ که جلوی دید تون هست بنویسید.
بنویسید که امروز کدوم کارها رو میخوام خودم انجام بدم. بنویسید که امروز چه حرکت هایی رو باید انجام بدم.
اینطوری هر روز یک قدم به سمت خود واقعی خودمون شدن پیش میرم.
همون خودی که توی بچگی خودش، عاشق بالا و پایین پریدن بود عاشق رویا بافی بود عاشق خندیدن بود.
همون خودی که عاشق زندگی بود و زندگی رو بخاطر خودِ زندگی دوست داشت و نه هیچ چیز دیگه.




دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.