تاحالا دقت کردی چقدر کلمهی «متاسفانه» را میشنویم؟ مخصوصاً در شبکههای اجتماعی و از زبان کسانی که هزاران دنبالکننده دارند:
*«متاسفانه شرایط دست ما نیست…»*
*«متاسفانه کاری از دستمون برنمیاد…»*
*«متاسفانه باید باهاش کنار بیایم و ذهنمان را آرام کنیم…»*
این جملات شاید در ظاهر دلسوزانه باشند، اما یک پیام پنهان خطرناک دارند: «تو ضعیف هستی و قدرت دست دنیای بیرون است.» اما من اینجا هستم تا بگویم این بزرگترین دروغی است که به خودمان میگوییم.
تلهی «متاسفانه»: چرا حرفهای ناامیدکننده طرفدار دارند؟
وقتی کسی به ما میگوید که شرایط بد است و تقصیری نداریم، یک نفس راحت میکشیم. انگار یک بار سنگین از روی دوشمان برداشته میشود. میگوییم: «آخیش! یکی حرف دل ما را زد.»
این حس راحتی، یک تله است. چون با انداختن تقصیر گردن شرایط (اینجا ایرانه، دنیا همینه و…)، بزرگترین قدرت خودمان یعنی “قدرت خلق کردن زندگی” را دو دستی تقدیم دیگران میکنیم. اینطوری مخاطب بیشتری جذب میشود، چون اکثر آدمها دوست ندارند مسئولیت صددرصدی زندگیشان را به عهده بگیرند. اما دوست من، تو که این متن را میخوانی، مثل اکثریت فکر نمیکنی!
جهان، آینهی باورهای توست
بیا یک راز بزرگ را با هم مرور کنیم: “جهان به باورهای درونی تو پاسخ میدهد، نه به اتفاقات بیرونی.”
اگر دنیا را یک **رینگ بوکس** ببینی که باید مدام در آن کتک بخوری، دوام بیاوری و در نهایت خونی و مالی، دستت را به نشانهی پیروزی بالا ببری، حدس بزن چه میشود؟ دقیقاً! زندگیات پر از مبارزه و چالشهای تمامنشدنی خواهد شد. از یک مشکل خلاص نشده، در دامی دیگر گرفتار میشوی.
اما اگر نگاهت را عوض کنی چه؟ اگر باور کنی هر اتفاقی، حتی تلخترین آنها، آمده تا تو را رشد دهد، بزرگترت کند و به خواستههایت نزدیکتر کند.
راز بزرگ: سوار شدن بر رودخانهی خیر و برکت
تصور کن یک رودخانهی عظیم از خیر و نیکی در جهان جاری است. اساس این دنیا بر «خیر» بنا شده است. حالا تو دو راه داری:
1. مقاومت کنی: دائماً بگویی «نه، همه چیز بد است» و خلاف جهت رودخانه پارو بزنی. نتیجهاش خستگی، فرسودگی و احساس هدر رفتن عمر است.
2. تسلیم شوی: خودت را رها کنی و به این جریان اعتماد کنی. باور داشته باشی که هر اتفاقی که میافتد، در نهایت به نفع توست. شاید الان حکمتش را ندانی، اما پشت پرده، خیری برای تو در راه است.
این همان معنای عمیق “In God We Trust” است. اعتماد به جریان الهی! وقتی تسلیم میشوی، اولین و بزرگترین هدیهای که میگیری، آرامش قلبی است؛ آرامشی که با هیچ طوفانی نمیلرزد. و از دل همین آرامش، رسیدن به تمام خواسته های مادی و معنویات جوانه میزند.
خب، از کجا شروع کنیم؟ (راهنمای عملی)
حرف زدن آسان است، اما چطور این نگاه را در زندگی روزمره جاری کنیم؟
۱. خوراک ذهنت را کنترل کن:
همین امروز پیجها و افرادی که دائم از کلمهی «متاسفانه» استفاده میکنند و قدرت را از تو میگیرند، آنفالو کن. هر چیزی که به تو حس ضعف میدهد را از زندگیات حذف کن.
۲. با خودت خلوت کن:
زمانی را به سکوت، نوشتن و فکر کردن اختصاص بده. از خودت و از خدای خودت سوال بپرس. عمیق شو. جوابها به تو گفته خواهد شد.
۳. تسلیم بودن را تمرین کن:
هرگاه اتفاقی افتاد که تو را نگران کرد، این جمله را تکرار کن: «من نمیدانم خیر این ماجرا چیست، اما به جریان خیر الهی اعتماد میکنم و خودم را به او میسپارم.»
۴. زیبایی را ببین:
این یک تمرین است. مصداق کامل جمله ی «ما رَأیتُ الّا جمیلا» باش (چیزی جز زیبایی ندیدم). سعی کن در هر اتفاقی، هرچقدر هم کوچک، نکتهای زیبا یا درسی برای رشد پیدا کنی.
تو یک چراغ هستی، نه یک منتقد تاریکی!
دوست خوبم، رسالت تو در این دنیا این نیست که تاریکی را لعنت کنی. رسالت تو این است که چراغی درونت روشن کنی تا با نور آن، دنیای خودت و اطرافت را روشن کنی.
پس واژههایی مثل «متاسفم» و «متاسفانه» را که قدرتت را میدزدند، برای همیشه دور بریز. به جای تاسف خوردن، برخیز و کاری که از دستت برمیآید را انجام بده. تو خالق شرایط خودت هستی.
این مسیر شاید در ابتدا سخت به نظر برسد، چون باید خلاف جهت افکار غالب جامعه حرکت کنی. اما قول میدهم انتهای این مسیر، مزهی واقعی خوشبختی، عشق و آرامشی است که همیشه به دنبالش بودی.
دوستت دارم. صادق مهدیان / گروه آموزشی مهدیان (ذهن آرام و خلاق)





دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.